سلام به روی ماه پاکترین و زیباترین فرشته خدا آیشا کوچولو
آیشا ی نازنینم مامان رو ببخش این چند وقت برات ننوشت
- عزیز دلم این چند ماه که وارد دنیای ما شدی زندگی من بابا دست خوش تغیرات زیادی شد
- اوایل خیلی ترسو بودیم یک لحظه گریه میکردی هول میشدیم ودست وپامونو گم میکردیم
- ولی الان خیلی صبور شدیم و به وجود پاک و نازنینت عادت کردیم فرشته کوچولوی شیرینم
- تو این مدت هزار ماشاالله خیلی تغییر کردی حسابی شیطون شدی واکسن 4ماهگیت
- رو زدیم شکر خدا خوب بودی مث
- دوماهگی اصلا اذیت نکردی
- البته این بار شب یه کوچولو داغ شدی ولی نذاشتبم تب کنی
- فدای دختر شجاع و باهوشم برم که مامان رو اذیت نکرد

- الان دیگه باصدای بلند میخندی وای که خنده هات منو دیونه میکنه
- وای وقتی برای اولین بار با صدای بلند خندیدی من داشتم باهات بازی
- میکردم شب بود و تو یهو با صدای بلند خندیدی من از خوشحالی جیغ میزد م دستمو
- جلو دهنم گرفته بودم که نترسی و بابا هادی هم داشت از خوشحالی بال در میاورد
- طفلک بابا که دیگه هلاکته عزیزم تو بهترین بهترین بهترین بابای دنیا رو داری
- البته باید به منو بابا هادی حق بدی ااخه خیلی خپل وشیرینی
- پنج ماهگی رو که تموم کردی تونستی بشینی
- تو این مدت خاله دلنیا برگشت و 20روز اینجا بود خیلی خوش گذشت
- خاله بی نهایت دوست داشت وقتی برگشت اینقدر گریه کرد و میگفت دلم بیشتر
- برای اشی کوچولو تنگ میشه البته دوتا خبر خیلی خوب برای ایشا ی نفسم دارم
- بچه خاله دلنیا پسره و شکرخداسالمه و دومیش قراز خونه خاله برای همیشه برگردن
- شهر خودمون
اينم زيبا دخترم ماشاالله لا حول ولا قوة الا بالله

برچسب:
نویسنده: سپیده نجفی
تاريخ: سه
شنبه
20 مهر
1395 ساعت: 13:11